خرید بک لینک
All human،s in the world are equalحسین شهید راه آزادیسلامبر سرور آزادگان جهانحسین عکه آزادی و آزادگی رابرای تمام انسان ها می خواستفلسفه نهضت عاشورابا نفی حکومت جور و ستم، گره خورده است؛ چه اینکه امام حسین(ع) هر زمان که فرصت می یافت مردم رانسبت به حکومت جبار و ظالم زمان(بنی امیه) آگاه می نمود و آزادگی انسان را در پناه عدالت و حکومت عادل می یافت.ندای کربلایت را شنیدیمبه معراج کلامت نرسیدیمبه هل من ناصرت لبیک گفتیمبه پای عشق تا محسر دویدیم"امین فرومدی"♫♫♫شعر و داستان/امین فرومدیادبیات ایران و جهان

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 11:45

All human،s in the world are equalحسین شهید راه آزادیسلامبر سرور آزادگان جهانحسین عکه آزادی و آزادگی رابرای تمام انسان ها می خواستفلسفه نهضت عاشورابا نفی حکومت جور و ستم، گره خورده است؛ چه اینکه امام حسین(ع) هر زمان که فرصت می یافت مردم رانسبت به حکومت جبار و ظالم زمان(بنی امیه) آگاه می نمود و آزادگی انسان را در پناه عدالت و حکومت عادل می یافت.ندای کربلایت را شنیدیمبه معراج کلامت نرسیدیمبه هل من ناصرت لبیک گفتیمبه پای عشق تا محسر دویدیم"امین فرومدی"♫♫♫شعر و داستان/امین فرومدیادبیات ایران و جهان

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1402 ساعت: 10:35

عشق چيست؟در سپهر عرفان ابن عربي بايد متفطن و بهوش بود كه هرگاه پرسش از چيستي اشيا به ميان ميآيد، نبايد هرگز در انتظار پاسخ منطقي بود.(1) به خصوص در ساحت دوست داشتن و عشق، كه گرچه وي مباحي بسياري را مطرح ميكند و جنبههاي متافيزيكي و روانشناختي عشق را به كندوكاو مينشيند اما هيچگاه آن را تعريف منطقي نميكند. شيخ اكبر درباره عشق، بسيار سخن گفته و گاه نيز عبارتي ميآورد كه بوي تعريف ميدهد اما نه تعريف منطقي بل تعريف وجودي. اصطلاح «تعريف وجودي» بر ساخته نگارنده است؛ با تفحص در آثار ابنعربي و سير در عرفان او ضرورت جعل اين اصطلاح آشكار ميشود.تعريف منطقي، در چارچوب منطق ارسطو و بر اساس دستهبندي مقولي وي از موجودات انجام ميگيرد. اين دستهبندي مقولي، مبتني بر وجودشناسي خاصي است كه با هستيشناسي(2) ابنعربي فاصله بسيار دارد بنابراين طبيعي است كه وي با تعريف منطقي اشيا سروكار نداشته باشد. به عنوان نمونه در منطق ارسطويي، تعريف انسان «حيوان ناطق» است؛ ابن عربي گرچه در آثار خود گاه از حيوانيت و نطق انسان سخن ميگويد، اما هرگز «نطق» و «ناطق» را به معناي ارسطويي آن بكار نميبرد. مراد ارسطو از «ناطق» اين است كه انسان، حيواني عاقل يا اهل عقل(3) است. اما ابن عربي نطق را به ساحتي وراي عقل ميبرد و معنايي متناسب با وجودشناسي و انسان شناسي خاص خود به آن ميدهد و ميگويد كه «نطق» در انسان، معادل «قول» خداوند است كه «ركن وجودي» را ميگويد و با اين «كن» به ايجاد و تكوين عالم ميپردازد؛ بر اساس همين ديدگاه، تعريف او از انسان عبارتست از: «كلمة فاصله و جامعه»(4) اين تعريف دقيقاً مبتني بر وجود شناسي عرفاني ابن عربي و بيانگر مرتبه و جايگاه وجودي انسان است. بنابراين مراد از اصطلاح «تعريف وجودي» يع

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 19:41

غزل زیبایی از حضرت مولانااین بار من یک بارگی از عافیت ببریدهامدل را ز خود برکندهام با چیز دیگر زندهامعقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیدهامای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمیدیوانه هم نندیشد آن کاندر دل اندیشیدهامدیوانه کوکب ریخته از شور من بگریختهمن با اجل آمیخته در نیستی پریدهامامروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شدخواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیدهاممن خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر اومن گیج کی باشم ولی قاصد چنین گیجیدهاماز کاسهٔ استارگان وز خون گردون فارغمبهر گدارویان بسی من کاسهها لیسیدهاممن از برای مصلحت در حبس دنیا ماندهامحبس از کجا من از کجا مال که را دزدیدهامدر حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حروندامان خون آلود را در خاک می مالیدهاممانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خونیک بار زاید آدمی من بارها زاییدهامچندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرازیرا از آن کم دیدهای من صدصفت گردیدهامدر دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرازیرا برون از دیدهها منزلگهی بگزیدهامتو مست مست سرخوشی من مست بیسر سرخوشمتو عاشق خندان لبی من بیدهان خندیدهاممن طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتنبیدام و بیگیرندهای اندر قفس خیزیدهامزیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستانبهر رضای یوسفان در چاه آرامیدهامدر زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکنصد جان شیرین دادهام تا این بلا بخریدهامچون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می رویبشنو ز کرم پیله هم کاندر قبا پوسیدهامپوسیدهای در گور تن رو پیش اسرافیل منکز بهر من در صور دم کز گور تن ریزیدهامنی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتنمانند طاووسی نکو من دیبهها پوشیدهامپیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق دهزیرا در این دام نزه من زهرها نوشیدهامتو پیش حل

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 19:41

سر سپردگیِ روشنفکران به کمونیسم محدود به بیمسئولیتی سیاسیشان نمیشد، بلکه خیانتی حرفهای از جانب آنان محسوب میشد که در گفتمان فلسفی و سلوکِ اخلاقیشان نمود داشت. پذیرشِ مارکسیسم بهعنوان حقیقتی علمی و پشتیبانی بینالمللی از اتّحاد جماهیر شوروی نهتنها حماقتِ سیاسی، بل خطایی علمی و خِبطی اخلاقی بود و نمادی شد از سرسپردگی معرفتِ علمی به دستگاهِ ارعاب. در چنین شرایطی بود که «رمون آرون» برای مبارزه با شیوهٔ حکومتِ شوروی در صدد احیای روحیهٔ انتقادی در برابر ارادهی کور برآمد و از همگان خواست تا در این راه او را همراهی کنند. آرون با ستایش از فضیلتِ شکّاکان در برابر متحجّران، به هیچ وجه مُبَلِّغِ نوعی پوچگرایی یا بدبینی نیست، بلکه برعکس بر تعهدی تاکید دارد که لازمهٔ مبارزهٔ منطقی با ایدئولوژیها و نیز ستیزِ دموکراسی با توتالیتاریسم است. او در زمانیکه تعصباتِ افسار گسیخته، درست و غلط و نیز خوبی و بدی را مطلق میپنداشت، در دفاع از آزادی بر تواناییِ فردیِ آدمی، در تمییز خوبی از بدی و خیر از شرّ، پای فشرد و نشان داد که عملِ مبتنی بر این اصل، تعیین کنندهی سمت و سوی تاریخ بوده است. بدینسان «افیون روشنفکران» کتابی است بهقلمِ یک صاحب نظر و بیانیهای است از سوی مبارزِ راه آزادی؛ کتابی که هم در قلمرو فلسفه و هم در ساحتِ ادبیاتِ مبارزهطلبانه میگنجد.بیش از هر چیز «افیون روشنفکران» به ما مدنیّت و شهامتِ فکری در برابر قدرتِ جماعتگرایان را میآموزد. در آن زمان جماعتِ به راستی متفکّر در دو گروه کمونیستهای دوآتشه و ضدّکمونیستها جای میگرفتند و همگی زیر لوای این شعارِ سارتر که «ضدّ کمونیست یک سگ است» قرارداشتند. اما در این میان، حق به جانبِ آرون بود که با وجودِ آنکه بر قدرت منطق و اثبات

برچسب: نویسنده: پندار اسماعیلی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 19:41

صفحه بندی